الشيخ محمد جواد الخراساني
309
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
على عليه السّلام را وصىّ خود كرده . اكنون بايد تحقيق كرد كه على عليه السّلام در چه چيز وصىّ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم بوده ، آيا در اموال او بود ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه مالى نداشت . بهعلاوه آنها گفتند : كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : ما پيامبران چيزى بعد از خود به وراثت نمىگذاريم ، هرچه بعد از ما بماند او صدقه است در راه خدا ، يا براى ايتام او بود ؟ ! آن حضرت كه يتيم و كودكى نداشت ! اگر براى صرف غسل دادن و نماز خواندن بر او است ، اين وصيّتى است بر امرى خاص از امر تجهيز خود و صرف وصيت اينكه فلان مرا غسل دهد يا فلان بر ما نماز بخواند او را وصىّ نمىگويند . پس وصايت امير المؤمنين عليه السّلام نيست مگر بر تدبير امور مردم كه خلافت است و تكميل آنچه برعهدهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم بوده و اجل به وى مهلت نداده يا گرفتارىها فرصت نداده يا فهمهاى قاصر ضعيف استطاعت فهم آن يا تحمل آن را نداشته . نتيجه پس از حفظ و امر مذكور با ضميمهء اينكه امير المؤمنين عليه السّلام نيز مانند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم در اثر انحراف مردم و اعراض ايشان از وى ، تمكّن از تبليغ و شرح و بيان پيدا نكرد و آن چند سال هم كه خلافت به او رسيد همهاش مبتلا به جنگهاى داخلى و تأمين داخله بود ، بهعلاوه تغييرى نيز در حال مردم پيدا نشده نبود كه استعداد فهم حقايق پيدا كنند ، بلكه در اثر اشتغال به جنگهاى روم و فرس و كشورگيرى و دورى از منطقهء علم و از طرفى منع اولياء امور از مراجعهء به معدن علم ، بر جهالت و ضلالتها افزوده گرديد ، و همچنين اوصياى آن حضرت هريك پس از ديگرى در عهد خود تمكّن كامل از اظهار حقايق ناشتند و هريك جز قليلى كه تا اندازهاى استعداد فهمشان قابل بود نداشتند . قهرا بسيارى از حقايق و امورى كه بايد تبليغ شود چه راجع به احكام و چه راجع به قرآن همچنان در عهدهء تعويق ماند تا آنگاه كه وقتش برسد و مقتضى تمام شود و آن وقتى است كه دولت حقّه ظاهر شود و قدرت تامّه به اهلش برگردد تا تمكّن تامّ پيدا كند از نشر همهء حقايق .